تبليغاتX
درود بر تو و اندیشه ی ســــبــز تو
 
 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ننگ بر این دولت مردم فریب
  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ هجدهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

اینک که به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می کنم :
که تا روزی که من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد
دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .

ما نام کوروش را زنده نگاه خواهیم داشت و همواره راه او را ادامه خواهیم داد

کورش فرزند کمبوجیه و ماندانا بر پدر بزرگ خویش استاگ شورید و پادشاهی ایران را در دست گرفت و دودمان هخامنشیان را بنیاد نهاد.

در سال 546 قبل از میلاد , کراسوس شاه لیدیا با اندیشه پیروزی بر سرزمین پارسیان یورشبر ایران زمین را آغاز کرد. وی پیش از یورش, از کاهن معبد دلفی در یونان در زمینه یورش به پارسیان نگر(نظر)خواهی کرد و کاهن به او وعده داد که اگر حمله کند, امپراطوری بزرگی را نابود خواهد کرد.جنگ با ایران برای لیدیا یک فاجعه تاریخی بود. کروسوس بسختی شکست خورد. کورش خاک لیدیا را در هم نوردید.

کروسوس به اسارت ایرانیان در آمد و خاک لیدیا (ترکیه فعلی) ضمیمه شاهنشاهی کورش قرار گرفت و مرزهای شرقی ایران به دریای اژه رسید.

کورش کراسوس را بخشید و از او یک فرمانده با وفا ساخت و بعدها همین کراسوس و ارتش لیدیا برای پیشبرد هدفهای امنیت گسترانه کورش نبردها کردند.

کورش که شخصیتی آزاد اندیش و عاری از پی دورزی (تعصب) بود , خدایان و ادیان ملل شکست خورده را به رسمیت شناخت , همگان را در اجرای مراسم دینیشان آزاد گذاشت, معابدشان را در زیر پوشش کمکهای دولتی قرار داد و بدینسان دل های همه ی ملت های مغلوب را بسوی خویش جلب کرد. چشم تاریخ تا آن هنگام چنان فاتح پر مهر و شفقتی را به خود ندیده بود و ملت های مغلوب در برابر این همه مهر و بزرگواری چاره ای جز محبت او را نداشتند و دوستی او در دل همه اقوام تحت قرمانروائی ایران ریشه دواند.

پس از اینکه مرزهای شرقی ایران در جوار بابل قرار گرفت, آوازه انساندوستی و بزرگمنشی کورش به میانرودان رسید و بابلیان را که از جور ستمگری به نام نبونهید به تنگ آمده بودند بر آن داشت که دست استمداد بسوی کورش دراز کنند. فتح امپراطوری بابل برای کورش با همکاری مردم بابل و هماهنگی روحانیون مردوخ انجام شد.

کورش با ایمان به سرزمین ایران , جهان گشائی را به هدف برقرار کردن آشتی و آسایش و برابری و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد. هر کشوری را که گشود, فرمانروائیش را دوباره به همان حکومتگران پیشین واگذاشته بود تا از سوی او سرزمین خودشان را با دادگری اداره کنند. در هیچ جا به معابد و متولیان امور دینی ملل مغلوب آسیب وارد نکرد

کورش پس از تسخیر بابل اعلام بخشش همگانی کرد, ادیان بومی را آزاد اعلام کرد, هیچ انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به جان و مال رعایا باز داشت و دستور داد خرابیهای جنگ را بازسازی کنند و در این راه خود پیش قدم شد و شروع به بازسازی دیوار شهر کرد. در میانرودان چهل هزار یهودی توسط شاهان آشور و بابل برای بردگی به این منطقه آورده شده بودند. کورش دستور آزادی آنها را صادر کرد و به آنها وعده داد موجبات برگشتشان را به سرزمینشان فراهم کند.بعد از فتح میانرودان, شام(سوریه) . فینیقیه و فلسطین نیز ضمیمه خاک ایران شدند .

[تصویر: 1e398da40957f46f585bb905d020493b.jpg]



ر استوانه معروف به اعلامیه حقوق بشر این پادشاه انساندوست چنین نوشته است:

منم کورش شاه جهان, شاه بزرگ, شاه شکوهمند, شاه بابل, شاه سومر و اکاد, شاه چهار اقلیم بزرگ جهان, پور کمبوجیه شاه بزرگ شاه انشان, نوه کورش شاه بزرگ شاه انشان, از دودمان شاهان روزگاران دور.... هنگامی که دوستانه قدم درون بابل نهادم و در میان هلهله های شادی مردم کاخ شاهان و تختگاه آنها را به تصرف در آوردم سلطان بزرگ مردوخ دلهای نیک مردان بابل را با من همراه ساخت زیرا من همواره بر آن بودم که او را بزرگ بدارم و بستایم. سپاه بزرگ من در آرامش و نظم وارد بابل شدند من به هیچکس اجازه ندادم که در سومر و اکاد دست به تجاوز و تعدی بزند.من در بابل و دیگر شهر های مقدس نظم و امنیت برقرار کردم.از آن پس مردم بابل به آزادی رسیدند و یوغ بردگی از دوششان برداشته شد... مردم این سرزمینها را به سرزمینهایشان برگرداندم و املاکشان را به آنان باز دادم.
رفتار انساندوستانه کورش با اقوام معلوب از او یک شخصیت مقدس و مافوق بشری ساخت. روحانیون بابل او را پیامبر مردوخ , و انبیای اسرائیل او را شبان یهوه و مسیح موعود و تجسم عینی خدای دادگستر خوانده اند. مسلمانان او را ذوالقرنین می دانند.که نامش در قرآن آمده است . و چه زیبا گفته است ارد بزرگ که : کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند .

مرزهای کشور کورش در شرق از حدود رود سند و رود سیحون آغاز می شد و در غرب به دریای مدیترانه و دریای اژه می رسید.نقش کورش در سازندگی تاریخ اهمیت ویژه ای دارد. در این زمینه گزینوفون می گوید: "کشور کورش بزرگترین و شکوهمندترین بود و این سرزمین پهناور را کورش به نیروی تدبیرش یک تنه اداره می کرد. کورش چنان به ملتهائی که در این سرزمینها می زیستند دلبستگی داشتو از آنها مواظبت می نمود که گوئی همه آنها فرزند اویند.مردم این سرزمینها نیز به بوبه خود ویرا پدر و سرپرست غمخوار خودشان می دانستند. کارگزاران دولت در عهد کورش به تمامی عهد و پیمانها و سوگندهایشان وفاداری نشان میدادند و از او فرمان می بردند."

کورش پس از حدودا 23 سال فرمانروائی درگذشت و پیکرش در پاسارگاد به خاک سپرده شد.


[تصویر: Pasargad2.jpg]


پاسارگاد - آرامگاه کوروش

منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر) :

اینک که به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ،

اعلام می کنم :

دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ،


هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .

من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد .

من تا روزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر
بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید .

من تا روزی که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد ، وی را بکار وا دارد .

من امروز اعلام می کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر دینی را که میل دارد ، بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند ، مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غضب ننماید ،

و هر شغلی را که میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند .

من اعلام می کنم ، که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده ، مجازات کرد ، مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران

من تا روزی که به یاری مزدا ، سلطنت می کنم ، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را بعنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من ، مکلف هستند ، که در حوزه حکومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ شانزدهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
پویا رها

 

ساعت 11:45 است؛ به لحاظ عدم وجود امنیت جانی، آقای کروبی از محل درگیری واقع در ضلع شمالی میدان هفت تیر خارج شده است. جمعیتی که شیخ را همراهی می کردند به علت شلیک گاز اشک آور پراکنده اند و بعضا روی زمین دراز کشیده اند و پلیس ضد شورش و لباس شخصی ها جمعیت را مورد ضرب و شتم قرار داده و به هرکه دستشان می رسد پس از  کتکی مفصل سوار ون های دور میدان می کنند(اسمش بازداشت است، گروگان گیری یا اسیر کردن نمی دانم).

لباس شخصی ها و طرفداران حکومت دیکتاتوری با مشخصات ظاهری ذیل تا حدودی از مردم قابل تشخیص اند: لباس های نا مناسب، انگشتر های شرف شمس، یاقوت و عقیقی که به انگشت دارند، پرچم ایران و بعضا چفیه به گردن دارند، و البته دست های پرشان (سلاح گرم، باتوم، گاز اشک آور، زنجیر، چوب، قلاب سنگ، جلیقه ضد گلوله، سپر و...) آنها را از بقیه متمایز می کند.

زیر پل هوایی، درست چند متر آن طرف تر، حدود 15 نفر (که 3 نفر یونیفرم یگانهای ویژه بر تن دارند،  5 نفر لباس شخصی و بقیه بسیجی هستند) به سمت مردم حمله می کنند و با گاز اشک آور و باتوم سعی در متفرق کردن مردم دارند. در حین این زد و خورد هاست که صدای شلیک گلوله به گوش می رسد؛ تا کمر خم می شوم و در میان اتومبیل ها به سمت بزرگراه مدرس می روم که از بالا همان ماموران یگان ویژه که مسئول حمله به آقای کروبی بودند از موتور ها پیاده شده و به سمت ما می آیند. در میان شعار الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور سبزها و بوق ماشین ها صدای فریادی از پشت به گوش می رسد، بر می گردم. پنج لباس شخصی با نوعی باتوم که تا به حال ندیده ام وی را بین ماشین ها نقش زمین کرده اند! خون تمام صورتش را گرفته طوری که شناسایی چهره اش برایم ممکن نیست. یک گام به عقب می گذارم ولی چیزی مرا از کمک به آن جوان بی پناه باز می دارد و آن چیزی نیست جز لگدی که به کمرم می خورد؛ فضا فضای غریبی ست به میدان جنگ می ماند! ضارب را نمی بینم و به حالت دو به سمت مسجد الجواد می روم. در حال عبور از خیابان هستم که یک جوان حدودا 30 ساله با یک کلاه پشمی در وسط خیابان توجه مرا به خود جلب می کند،  بیش از یک متر تا پیاده رو نمانده که نا گهان به سمت من حمله ور می شود و ضربه ای محکم به زانوی پای راستم می زند. با وجود درد فراوان متوقف نشده و در میان جمعیت گم می شوم.

از کوچه پس کوچه ها به سمت خیابان سلیمان خاطر می روم. جمعیتی حدود 100 نفر از سبزها را می بینم که سر یک کوچه ایستاده اند و شعار می دهند، به آنها ملحق می شوم.

پس از حدود 20 دقیقه سر و کله شان پیدا می شود؛ بسیجی ها را می گویم. حدود 20 نفر. شعار نترسید نترسید ما همه با هم هستیم سر می دهیم تا مردم باز گردند که ناگهان از پشت سر صدای موتورها به گوش می رسد و پا به فرار می گذاریم. در یک خانه باز می شود و چندین نفر داخل می شوند؛ من آخرین نفرم و بعد در بسته می شود. زنی فریاد می زند و کمک می خواهد، خواستم بروم اما نگذاشتند یعنی حق با آنها بود؛ با اینکار ممکن بود جان آنها نیز به خطر افتد!

از دیوار بالا رفتم. صدا متعلق بود به دختری حدودا 25 ساله که مانتوی سبزی به تن داشت. 4 الی 5 بسیجی بین درخت و تیر چراغ برقی که درست چند قدم با در خانه مذکور فاصله داشت او را محاصره کرده همراه با فحاشی با لگد و باتوم او را مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ و در طرفة العینی خون مانتوی سبزش را فرا گرفت! اما به همین جا ختم نشد و در عرض چند ثانیه مانتوی وی را صد پاره کردند، مانتویی که تنها پوشش وی بود! سپس جسد بی جانش را در یک خودروی سواری(بدون پلاک) انداخته با خود بردند!!!

در آن هنگام بود که به معنای واقعی اسلام ادعایی ناب محمدی که بعضی ها از آن نام می برند و ادعا می کنند که جهان تشنه آن است پی بردم. اسلامی که سعی در صدور آن دارند.

تا به امروز چنین احساس عجز و ناتوانی نکرده بودم! پا هایم سست شده بود و ترس عجیبی وجودم را فرا گرفته بود طوری که متوجه نشدم کی و چگونه از منطقه خارج شدم!

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شبکه جنبش راه سبز (جرس): روز گذشته ماموران نهادهای امنیتی گیلان دو تن از فعالان سیاسی در این شهر را بازداشت کردند.


سید کوهزاد اسماعیلی مسئول شاخه گیلان سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت) پس از دو روز مراجعه مکرر ماموران اداره اطلاعات به منزل و محل کارش روز گذشته بازداشت شد.


همچنین بنا بر گزارش روزنامه اعتماد ، ولی حق شناس یکی از فعالان سیاسی ملی مذهبی در رشت نیز روز گذشته توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است.


فرزند ولی حق شناس در این باره گفته:" روز گذشته سه مامور لباس شخصي با مراجعه به در منزل و تفتيش خانه، پدرم را با خود بردند، آنها اتهام پدرم را اقدام عليه امنيت ملي عنوان کردند."

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تــ.ا پیروزی

ای غریبانه ترین فریادها ، این سکوت سرد و سنگین هم شکست
ای نشان بغض و کین در یادها ، این بت عزای چوبین هم شکست

ای شهیدان به خون رنگین شده ، ای اسیران به بند و زین شده
ظلم از خانه به حق دین شده ، پشت مولای دروغین هم شکست

سر به آیین محمد شد بلند ، پیکر دین شد زبدعتها نژند
غم فرو خوردیم و این هم شد روند ، ناله ما ننگ تمکین هم شکست

از درون خانه بیرون امدیم ، از میان این گذر چون آمدیم
غرق در اندوه و در خون امدیم ، عزم ما رویای رنگین هم شکست

سبز شد این دانه اندر چرک و خون، دشمن حق در لباس دین زبون
با شعور مردمان بی سکون ، این رییس جمهور چرکین هم شکست

از میان سی سنه سی مرغ خاست، بال بگشوده است و قامت کرده راست
از فریب دیو افسونگر نکاست ، لیک دندان شیاطین هم شکست

دست خویش از جان شیرین شسته ایم ، گرد شک ز آیینه دل رفته ایم
اشک را در دیده چون دُر سفته ایم ، شادی آمد روی غمگین هم شکست

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 

انتظارها به پایان رسید و روز سیزده آبان هم از راه رسید. روزی که میرحسین موسوی آنرا سبزترین روز سال خوانده و از مردم خواسته بود تا در این روز حضور داشته باشند و نشان دهند که با ریشه های خود بیگانه نیستند. فریادهای گسترده و بی سابقه الله اکبر شب 12 آبان مقدمه روزی بزرگ نه تنها در تهران که در سراسر کشور بود.

 

بسیاری تصور می کردند که روز سیزده آبان نیز روزی همچون روز قدس خوادهد بود، حضور گسترده مردم و آرامش نسبی. اما خبرهایی که از همان ساعات اولیه  صبح منتشر شد حکایت از روزی پرتنش و خشونت های گسترده نیروهای پلیس و امنیتی با هواداران بی شمار جنبش سبز می داد.


هفت تیر؛ کانون درگیری ها

میدان هفت تیر تهران کانون درگیری ها و خشونت های روز 13 آبان بود. مکانی که از دو روز پیش مهدی کروبی برای حضور خود در راهپیمایی اعلام کرده بود. ساعتی پیش از آغاز راهپیمایی صدها تن از نیرهای گارد ویژه، انتظامی و امنیتی میدان 7 تیر  خیابانهای منتهی به این میدان مرکزی تهران را در اختیار خود گرفتند اما حضور گسترده هواداران جنبش سبز و شیخ شجاع اصلاحات موجب شد تا نیروهای نظامی  کنترل میدان را از دست بدهند و خشونت های پراکنده ای آغاز شود. در این درگیری ها پلیس از گاز اشک آور و تیر هوایی هم استفاده کرد و با استفاده از باتوم با افرادی که در این میدان و اطراف آن حضور داشتند برخوردی خشن داشت به گونه ای که حتی افرادی که شعار نمی دادند و نشانه ای سبز هم با خود به همراه نداشتند از این حملات مصون نماندند.

علاوه بر هفت تیر خیابان مطهری، بهشتی، کریم خان زند، مفتح، تقاطع طالقانی و فلسطین، نجات اللهی، قائم مقام فراهانی و همچنین میدان ونک در شمال تهران از دیگر نقاط  تجمع و راهپیمایی مردم بود که با سرکوب بی سابقه نیروهای نظامی مواجه شد.


سوء قصد نافرجام به جان کروبی

کروبی اعلام کرده بود که ساعت ده و نیم صبح چهارشنبه از محل میدان هفت تیر تهران به سوی محل سفارت سابق آمریکا راهپیمایی خواهد کرد.او به عهد خود وفا کرد اما در همان دقایق ابتدایی نیروهای گارد به شدت به او حمله کردند. به گونه ای که حسین و تقی کروبی فرزندان مهدی کروبی این حادثه را به نوعی سوء قصد به جان وی تعبیر کردند. حسین کروبی فرزند ارشد شیخ اصلاحات در این زمینه به  خبرنگار جرس گفت: آقای کروبی پس از حادثه نمایشگاه مطبوعات به صراحت اعلام کرد که از این پس در همه مراسم هایی از این دست حضور خواهند یافت و از قبل هم مسیر حرکت خود و زمان حضور خود را اعلام خواهد کرد."

وی در ادامه و در تشریح حادثه 13 آبان گفت:"در همان دقایق ابتدایی حضور آقای کروبی در میدان هفت تیر، نیروهای گارد اقدام به پرتاب گاز اشک آور کردند و با کسانی که در اطراف حاج آقا بودند درگیر شدند. در این حین یکی از نیروهای گارد ویژه تیر گاز اشک آور را به طور مستقیم به سمت پدرم شلیک کرد که گلوله به سر یکی از محافظان برخورد کرد و سر او شکاف برداشت. همزمان بر اثر استشمام گاز اشک آور حال آقای کروبی بد شد و با تلاش محافظین وی را به داخل خودرو منتقل کردیم."

حسین کروبی افزود:"با آنکه حال حاج آقا اصلا خوب نبود اما ایشان در طول مسیر بازگشت در میدان هفت تیر و خیابان قائم مقام  با دست تکان دادن از حضور مردم تشکر کرد." تقی کروبی نیز از هشدارهای شورای عالی امنیت ملی مبنی بر عدم حضور کروبی در این مراسم خبر داده و گفته بود که مقام های امنیتی اعلام کرده بودند که خبرهایی دارند که گروههای تروریست قصد دارند با یک اقدام انتحاری، سوء قصدی به جان مهدی کروبی داشته باشند. اما با حمله خود نیروهای گارد ویژه مشخص شد که تروریست ها عده ای دیگری هستند و نه آنهایی که شورای عالی امنیت ملی اعلام کرده است.


ضرب و شتم حبیب الله پیمان و و مرتاضی لنگرودی

علاوه بر مهدی کروبی ، حبیب الله پیمان دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز و از چهره های شناخته شده مبارز علیه رژیم سلطنتی از دیگر افرادی بود که همراه با همسرش مرتاضی لنگرودی در راهپیمایی روز سیزده آبان شرکت کرده بود و در حوالی میدان هفت تیر به شدت مضروب شد. پیمان در مصاحبه با بی بی سی گفته است که هنگام حرکت به سوی میدان هفت تیر، ماموران مجهز به باتوم به مردم حمله کردند و در این حمله، ضرباتی به سر و چشم او وارد شد. وی گفته است که یکی از همراهان او نیز در اثر ضربه باتوم به سرش تا مدتی بیهوش بود. آقای پیمان افزوده است که نیروهای ویژه به هرکس که قصد خارج شدن از میدان هفت تیر را داشت، حتی کسانی که شعاری هم نمی دادند، حمله می بردند و آنان را زیر ضربات باتوم می گرفتند.


حصر میرحسین موسوی

میرحسین موسوی و محمد خاتمی غایبان بزرگ راهپیمایی بزرگ روز13 آبان بودند اما برخی خبرها و گزارش ها از حبس خانگی میرحسین موسوی در خانه اش حکایت داشت. این در حالی است که وب سایت آینده روایتی دیگر در این خصوص دارد. این سایت حصر خانگی میرحسین را رد کرده و می نویسد: بنا بر كسب اطلاع از فرهنگستان هنر صبح امروز دهها موتورسوار با لباس شخصی در مقابل هر دو در فرهنگستان هنر تجمع كرده و به شعار علیه موسوی پرداختند. در همین حال گروهی از لباس شخصی ها به داخل فرهنگستان هنر هجوم بردند كه در لحظه تنظیم خبر این افراد از محوطه فرهنگستان هنر عقب نشینی كرده اند اما اتومبیل حامل میرحسین موسوی كه قصد خروج از فرهنگستان را داشت، با ممانعت پرحجم نیروهای امنیتی نتوانست از فرهنگستان خارج شود.


دستگیری چهار عضو دفتر تحکیم

همچنین همزمان با فرا رسیدن روز 13 آبان  سه تن از اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند تایید شده است. حسن اسدی زیدآبادی دبیر کمیته حقوق بشر این سازمان، محمد صادقی  و محمد هاشمی اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم و سید کوهزاد اسماعیلی  سه عضو دفار تحکیم بودند که بازداشت شدند.


از پیامک های تهدید آمیز تا تعطیلی ایستگاههای مترو

به رسم هر ساله مراسم های دولتی که فرا می رسد، شبکه حمل و نقل عمومی نیز برای تردد مردم تسهیلات ویژه ای را قائل می شود. اما امسال شرکت راه آهن متروی تهران 4 ایستگاه حوالی سفارت سابق آمریکا را تعطیل اعلام کردند. براساس اطلاعیه ای که در تمامی ایستگاه های مترو به اطلاع مسافران  رسید ،" ایستگاه های دروازه دولت، طالقانی، هفت تیر در خط یک مترو و ایستگاه میدان فردوسی در خط چهار مترو از ابتدای ساعت کاری امروز تا ساعت 12 ظهر تعطیل خواهند بود." دلیل این تعطیلی موقت ، برگزاری روز دانش آموز عنوان شده است!

ازسوی دیگر از چند روز پیش ، پیامک تهدید آمیزی از سوی یک منبع ناشناس به صورت گسترده به موبایل های مردم فرستاده شد:" شهروند محترم. طبق اطلاع واصله، جنابعالی تحت تأثیر تبلیغات ضدامنیتی رسانه‌های وابسته به بیگانگان قرار گرفته‌اید، در صورت حضور در هرگونه تجمع غیرقانونی و ارتباط با رسانه‌های خارج از كشور برابر مواد 489، 499، 500، 508، 514، 609، 610 و 698 قانون مجازات اسلامی مجرم شناخته می‌شوید و با شما برخورد قانونی خواهد شد." پیامک ها با فونت فارسی بود و شماره ارسال كننده این پیامك 009860005005 بود.از آنجا که این پیامک حتی به دست موافقان دولت هم رسید، مشخص شد که ارسال آن به صورت رندوم است و نه بر اساس شناسایی افراد توسط نهادهای امنیتی.


همه جای ایران

تظاهرات سبزاندیشان در سیزدهم آبان بر خلاف روز قدس در بسیاری از شهرهای کشور نیز پررنگ گزارش شده است. در شیراز درگیری های پراکنده به خصوص در خیابان ملاصدرا گزارش شده است  صدای شلیک تیر هایی نیز به کرات شنیده شده است. در تبریز هم نیروهای نظامی و شبه نظامی با دانشجویان در گیر شدند.در اصفهان موتورهای گارد ویژه و نیروهای بسیجی مانوری را جهت ارعاب برگزار کردند اما این اقدام آنها نتوانست مانع راهپیمایی هواداران جنبش سبز شود و نیروهای امنیتی ناچار به استفاده از تیرهوایی شدند. تجمع دانشجویان در کرمان هم موجب خشم خبرگزاری فارس شد. از کرمانشاه، مشهد، زاهدان، رشت و.. نیز خبرهایی مبنی بر حضور باشکوه سبزها بر روی سایت ها منعکس شد.


حاشیه های خبرنگار خبرگزاری فارس

خبرگزاری فارس در تلاشی برای کمرنگ نشان دادن حضور گسترده مخالفین و وارونه نمایی واقعیت های دیروز تهران خبرهایی غیر واقع بر روی سایت خود قرار داد از جمله اینکه :" مهدي كروبي نيز كه در روزهاي گذشته با صدور بيانيه‌هايي اقدام به فراخوان فتنه‌گران كرده بود با مشاهده جمع پرشور راهپيماياني كه شعار مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل و مرگ بر منافق سر مي‌دادند مجبور به ترك ميدان هفت‌تير شد.!" این خبرگزاری همچنین بازهم خانواده هاشمی را مورد نوازش خود قرار داد و نوشت:" ياسر هاشمي رفسنجاني با حضور در جمع گروهي از حاميان موسوي و كروبي كه در خيابان شهيد بهشتي تجمع كرده بودند، اقدام به تحريك و هدايت آنها مي كرد. وي با لباس مبدل در اين تجمع شركت كرده بود!"

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شبکه جنبش راه سبز(جرس):دکتر حبیب‏الله پیمان و همسرش در راهپیمایی 13 آبان از سوی گروهای سازماندهی شده حامی کودتا مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند.

ز شاهدان عینی می گویند که ماموران لباس شخصی دکتر پیمان وهمسرش را با باتوم به شدت مورد ضرب شتم قرار دادند به نحوی که که سر و عینک وی شکسته و صورت او پر از خون شد.

دکتر پیمان، عضو کمیته رهبری "شورای فعالان ملی مذهبی" و از اعضای مؤسس "جنبش مسلمانان مبارز" است.

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
جنبش راه سبز (جرس): حضور گسترده هواداران جنبش سبز در راهپیمایی امروز و برخورد خشونت آمیز نیروهای پلیس با مردم انعکاس وسیعی در رسانه های جهانی داشت. که در این گزارش تنها به ذکر گوشه ای از این خبرها می پردازیم

بی بی سی انگلیسی: پلیس بر روی مردم آتش گشود

نسخه انگلیسی وب سایت خبری بی بی سی در گزاری از برخورد پلیس با معترضان در خیابانهای تهران خبر داد. دربخشی از این گزارش آمده است که خبرهای تایید نشده حکایت ازآتش گشودن نیروهای پلیس به سمت مردم دارد.

 العربیه: برخورد با کروبی

شبکه خبری عرب زبان العربیه نیز در گزارشی از حوادث امروز تهران از حضور کروبی و برخورد با وی خبر داد و چنین خبر داد:"مهدی کروبی از نامزدهای معترض در میان شرکت کنندگان در تظاهرات در اطراف میدان هفت تیر مشاهده شد و منابع مطلع به العربیه گفته اند که وی توسط هوادران دولت مورد ضرب وشتم قرارگرفت." گزارشگر العربیه همچنین می نویسد:"در ۱۰۰ متری ميدان هفت تير يگان ويژه و نيروهای ضد شورش مقابل او ايستادند و مانع از حرکت وی شدند. همزمان درگيری بين آنها و مردم رخ داد. در اين هنگام چند گاز اشک آور به سوی کروبی پرتاب شد. يکی از گازهای اشک آور به سر محافظ کروبی خورد و سر وی شکافت و به بيمارستان منتقل شد وکروبی نیز بر اثر استشمام گاز اشک آور به زمين افتاد. منابع مطلع همچنین گفتند که نیروهای بسیج با محاصره منزل میرحسین موسوی دیگرنامزد معترض به انتخابات علیه او شعار سر دادند و مانع مشارکت او در تظاهرات امروز شدند.

روزنامه ملیت ترکیه : درگیری های امروز در تهران

بخش آنلاین روزنامه ملیت ترکیه هم در گزارشی از برخوردهای نیروهای پلیس با هاداران جنبش سبز خبر داد. این روزنامه چاپ ترکیه در خبری فوری از تهران از برخورد شدید نیروهای پلیس با هواداران میرحسین موسوی و کروبی خبر داد.

گاردین: دستگیری 5 نفر از هواداران جنبش سبز در تهران

پایگاه اینترنتی روزنامه گاردین از دستگیری 5 تن از هواداران جنبش سبز خبر داد. این پایگاه اینترنتی ساعتی پیش دستگیری 5 تن از هواداران جنبش سبز در جریان راهپیمایی امروز و در خیابانهای تهران را تایید کرد. در گزارش این وبسایت همچنین آمده است که حضور نیروهای امنیتی در مقابل سقارت خانه های آمریکا و روسیه بسیار گسترده است

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 

شعار متفاوت "جمهوری ایرانی‌" که توسط برخی‌از سبزها در راهپیمایی‌های اخیر سر داده شد، چنانکه انتظار می‌‌رفت تبدیل به محل مناقشه شده است. هدف این یادشت کوتاه اما، نه ارزیابی درستی‌یا نادرستی ذاتی این شعار، بلکه سنجیدن میزان فایده آن در ترازوی عمل است چراکه هر جنبش سیاسی در نهایت باید معطوف به نتیجه باشد و عملگرایی و واقع‌گرایی دو خصیصه مهم و ناگزیر یک جنبش پیروز است

شعار جمهوری ایرانی‌البته شعار گنگی است و بیشتر جنبه سلبی آن در تقابل با جمهوری اسلامی مهم بوده است، نه جنبه ایجابی آن، و چه بسا که جمهوری ایرانی‌۸۸ خوش‌سرنوشت‌تر از جمهوری اسلامی ۵۷ نباشد. اما حتا همین جنبه سلبی نیز تناسبی با واقعیات اجتماعی و بویژه با توانایی‌‌ها و ظرفیت‌های جنبش سبز ندارد. جمهوری ایرانی‌ شعاری است که حتا اگر به مذاق برخی‌از ما خوش بیاید، با خط کش عملگرایی چیزی از جنس "آرزوپنداری" است، این شعار اگر درست باشد، متاسفانه برخاسته از ایده‌ال‌گرایی نه چندان مسئولانه است و اگر غلط باشد، آن هم نیست

درست است که جنبش سبز ظرفیت‌های بسیاری دارد، درست است که این جنبش خلاقانه است، غیر متمرکز است، جوان است و هنرمند است؛ اما در عین حال، این هم درست است که جنبش سبز در جستجوی راهبردهای کم هزینه است. این جنبش که در طلب زندگی‌بهتر و "حیات کریمانه" به حرکت درآمده، تا بحال نشان داده که نمی‌تواند یا نمی خواهد برای رسیدن به چنان زندگی‌از مسیرهای پرهزینه و خشونت‌خیز عبور کند. جناب آقای موسوی با فراست سیاسی بالای خود به همین نکته اشاره کردند وقتی‌خواستار خلق روش‌هایی‌ شدند که حتا برای "زنان باردار و کودکان خردسال" نیز به قدر کافی‌ امن باشد. از این جهت، شعار جمهوری ایرانی‌که در کنه خود دعوت به مسیری پر هزینه را نهفته است، بی‌شک ورای طاقت جنبش سبز است

این شعار همچنین از معدل خواست جنبش سبز نیز دور به نظر میرسد و منجر به ریزش نیرو خواهد شد. فعالان ستاد جناب آقای موسوی که در ارتباط مستمر با ستادها و گروه‌های مختلف در تهران وشهرستان‌ها بودند فراموش نمیکنند که بخش مهمی از مردمی که به جنبش سبز پیوستند بیش از هرچیز از حال و روز زندگی‌خود (از جمله ابتداییاتی چون وضع معاش، میزان آرامش و امید، احساس امنیت اجتماعی، اقتصادی و قضایی) به تنگ آمده بودند. آنها در جستجوی هدف عملی‌و محسوس بهبود نسبی‌ شرایط زندگی‌در حدودی که میتوان از یک رئیس جمهور انتظار داشت به پای صندوق‌های رأی رفتند و در عکس‌العمل به خیانت در آرا به خیابان آمدند. هسته اصلی‌خواست آنها همچنان بهبود نسبی‌شرایط زندگی‌ از راه اصلاحات "تدریجی‌" است، نه به این خاطر که مردم ایران یا طرفداران جنبش سبز به طور غیر عادی با حوصله‌اند و بر اصلاحات طولانی و تدریجی‌صبور؛ بلکه بخاطر اینکه طاقت تحمل فشار مضاعف ناشی‌از تغییرات شدید را در خود نمی‌‌یابند. از این منظر، بیانیه‌ها و استراتژی‌های جناب آقای موسوی به معدل خواست جنبش سبز بسیار نزدیکتر است تا شعار‌هایی‌از جنس جمهوری ایرانی

در نهایت (و با تاکید مجدد که اینجا ارزیابی درستی‌ یا نادرستی این شعار در عالم ایده‌ال مدّ نظر نیست) شعار جمهوری ایرانی‌در ساحت عمل به نفع نیروهای سرکوبگر بوده چراکه آنها توانسته‌اند با توسل به این شعار، پایگاه اجتماعی محدود اما به هر حال موجود خود را به حرکت دراورند. فراموش نکنیم که یکی‌از شکست‌های مهم کودتاگران در ایام پس از انتخابات ناتوانی‌آنها از به حرکت در آوردن این پایگاه اجتماعی و به خیابان آوردن آنها در مقابل حضور خیابانی جنبش سبز بود. بی‌حیایی سرکوبگران و بویژه شخص اول دولت چندان بود که برانگیختن این پایگاه اجتماعی را بسیار دشوار نموده بود. شعار جمهوری یرانی در عمل به سرکوبگران کمک کرده تا با ایجاد احساس خطر کاذب در بین پایگاه اجتماعی خود، به تدریج آنها را فعالتر کنند

در پایان، و با توجه به حجم نوشته‌هایی‌که در خارج از ایران دربارهٔ این شعار چاپ شده، ضروری است به برخی‌از دوستان جنبش سبز که در خارج از کشور تشریف دارند، خاضعانه نکته‌یی را یادآور شد. جنبش سبز بنیادش، اساسش و هسته اصلی‌-اش در ایران است؛ هزینه‌اش در ایران پرداخت شده و رهبریش در ایران است. روزی که رهبری این جنبش به خارج از ایران منتقل شود، روز پایان این جنبش است. مهاجرت کاری البته سخت است، بویژه اگر به اجبار و از جنس تبعید سیاسی باشد. اما مهاجرت، چه خواسته و چه ناخواسته، لوازم، اقتضائات و عواقبی دارد که متاسفانه ناگزیر است. یکی‌از آ‌ن‌ اقتضائات این است که فرد مهاجر در تحلیل شرایط اجتماعی داخل کشور، در ارائه راه حل برای مشکلات و بویژه در تشویق این حرکت یا تقبیح آن حرکت کمی‌ "احتیاط و تامل پیشه کند." شعار جمهوری ایرانی به اغلب خیابان‌های تهران (بویژه از مرکز شهر به پایین) ربطی‌ندارد و وقتی‌به خیابان‌های شهرهای دیگر برویم، این ارتباط حتا کمرنگ تر می‌‌شود. می‌‌توان در حوزه اندیشه در باب آ‌ن‌مباحثات شیرین و طولانی‌نمود، اما در حوزه تمهید استراتژی، این شعار بی‌فایده، ضرر خیز، غیر واقع گرایانه و لذا غیر مسئولانه است

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
امروز شریعتمداری برای اولین بار سئوالی پرسید که باید آن را جواب داد. او گفت: چرا حداقل برای حفظ ظاهر هم که شده، علیه آمریکا و اسرائیل و اروپا و منافقین و سلطنت طلب ها موضع نمی گیرند .

پاسخ به این سئوال ساده است و می توان دلایلی زیاد بر آن آورد. می شود همانطور که آنها ظاهرا رئیس جمهور نیستند و باطنا هستند اهل ظاهرسازی نیستند. یا شاید بهتر می شد گفت که ظاهرسازی دیگر معنی ندارد. وقتی ظاهرا مردم به «آن» رأی دادند ولی در باطن رئیس جمهور کس دیگری است. ظاهرا آن طرفدار میلیونی دارد ولی در باطن کسی به سراغش نمی آید. ظاهرا محبوبترین «رئیس جمهور» انتخاب شده از طرف «مردم» است. ولی در باطن نه انتخاب شده نه می تواند بین «مردم محبوب» سخنرانی کند. ظاهرسازی دیگر جوابگوی مردم نیست، وقتی ظاهرا کسی دادستان تهران است و می خواهد عدالت را برقرار کند، ولی همچون سگی عدالت را گاز گرفتن می داند.

همانطور که اگر ظاهرا دولت دروغ رنگ سبز را بر تن خود کند، هیچ وقت باطنش راه سبز امید ندارد. می توان ظاهر را در روز قدس هم دید که ظاهرا اندک شماری در خیابان ها بودند و ظاهرا دو میلیون مقدار کمی است و اندک است و ظاهرا این دو میلیون نفر همه ساواکی و یا آمریکایی بودند.

حال هم که نوبت به 13 آبان رسیده ظاهرا تمام آنها که انقلاب کردند می خواهند مردم را از تظاهرات میلیونی بترسانند. ولی در واقع آنها که حماسه را به وجود آوردند، اکنون در پشت میله های زندان هستند.

آقای شریعتمداری فراموش کرده که ظاهرا مردم اغتشاشگرند ولی در واقع پسرش چاقو بر رئیس جمهور می کشد. او چون خود ظاهرا یک روزنامه نگار است، نمی داند که تهمت زدن جزئی از روزنامه نگاری است. در پایان کسی که ظاهرا مرگ را به هر کس روا می دارد فراموش کرده که در باطن بر سر میز مذاکره نشستند با همان ها که مرگ بر آنها گفتند. آنچه امروز مردم دنبال آن هستند، ظاهرسازی نیست؛ که با این ظاهرسازی هاست که امثال ظاهرسازان انقلاب را نگاه داشته ولی کشور را نابود کرده و ظاهرسازان هم وطن فروشان هستند که با هر بار ظاهرسازی قسمت دیگر از مردم و کشور را حراج کرده و جنبش سبز امروز بیشتر از هر روز، هم در ظاهر هم در باطن با هم هستند و این شمایید که اکنون چنان ترسیدید چون می دانید عاقبت تمام زورگویان سقوط است..
  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 

راهپیمایی امروز تهران با حواشی بسیاری همراه بود.برخی از دیده های خبرنگار جرس به شرح زیر است.

 

1-    انبوهي از جمعيت هوادار جنبش سبز حوالي ساعت 10:30 دقيقه صبح امروز وارد مسيرهاي منتهي به ميدان هفت تير شدند اما نيروهاي ضد شورش و لباس شخصي ها از همان ابتدا به ضرب و شتم مردم پرداختند و با شليك گاز فلفل و گاز اشك آور درصدد  پراكنده كردن راهپيمايان بودند.

2-    ساعت 10:30 زماني كه مهدي كروبي به ميدان هفتم تير رسيد مردم با شعارهاي"مرگ بر ديكتاتور" و " كروبي كروبي حمايتت مي كنيم" از شيخ اصلاحات استفبال كردند.در همين هنگام نيروهاي ضد شورش با حمله به معترضان و پرتاب گاز اشك آور آنها را متفرق كردند .يكي از محافظان كروبي نيز مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت


3-    ده ها هزار هوادار جنبش سبز كه به دليل سركوب نيروهاي ضدشورش موفق به تجمع در ميدان هفتم تير نشده بودند با استقرار در خيابان هاي منتهي به ميدان هفتم تير مانند خيابان ميرزاي شيرزاي،خيابان سنايي و خيابان نجات الهي به سردادن شعارهايي از قبيل " مرگ بر ديكتاتور"،"مرگ بر روسيه " و "يا حسين ميرحسين" پرداختند.گروهي از مردم براي مقابله با گاز اشك آور سطل آشغال هاي كنار خيابان را آتش مي زدند.شعارنويسي هواداران جنبش سبز نيز به وفور در اين محدود ها ديده مي شد

4-    اتوبوس هاي حامل دانش آموزان كه براي برگزاري مراسم دولتي 13 آبان آمده بودند از ساعات 7 صبح در خيابان مفتح جنوبي و خيابان طالقاني استقرار يافته بودند.


5-    ورودي خيابان مفتح جنوبي در ميدان هفتم تير مملو از نيروهاي بسيجي بود. نيروهاي بسيج و لباس شخصي در اغلب ساعات راهپيمايي با استفاده از باتوم و گاز اشك آور اجازه ورود هواداران جنبش سبز به اين منطقه را نمي دادند

6-    راهپيمانان دولتي جمعيتي نزديك 5 هزار نفر داشتند و تحت تدابير شديد امنيتي در محدوده خيابان طالقاني تجمع كردند.


7-    حضور نيروهاي لباس شخصي در اين تجمع كم سابقه بود.به حدي كه  شاهدان مي گويند اين تعداد از نيروهاي لباس شخصي فقط در تجمع خونين 30 خرداد ديده شده بودند.

8-    نيروهاي ضد شورش و نيروهاي بسيجي ده ها نفر از تجمع كنندگان هوادار جنبش سبز را دستگير كردند.اين نيروها با زدن چشم بند به چشم بازداشت شدگان آنان را به شيوه اي تحقير آميز سوار اتومبيل هاي زرهي مي كردند


9-    گروهي موسوم به هواداران جنبش سبز علوي كه به تازگي اعلام موجوديت كرده جمعيتي حدود هزار نفر را تشكيل مي دادند.

10-    لباس شخصي ها در مسيرهاي منتهي به خيابان هفتم تير و ساير محل هاي درگيري برخي از شهروندان را نگه مي داشتند و به بازرسي كيف و ساير وسايل آنان مي پرداختند


11-    هواداران جنبش سبز نمادهاي خود را به بسياري از درخت هاي اطراف خيابان كريمخان آويزان كرده بودند.گروهي از لباس شخصي ها با خشم و عصبانيت بسيار اقدام به پاره كردن اين نمادها مي كردند

12-    گروهي از دانش آموزان كه براي برگزاري مراسم دولتي 13 آبان آورده شده بودند عليرغم شعارهايي كه از تريبون سر داده مي شد شعارهاي " مرگ بر ديكتاتور" و " يا حسين ميرحسين " سر مي دادند.


13-از ابتداي صبح امروز آنتن دهي تلفن هاي همراه در محدوده مناطق مركزي شهر تهران با اختلال شديد همراه بود و سرعت اينترنت نيز كماكان بسيار اندك است.

14-در ساعت حدود 2 بعد از ظهر تجمعي متشكل از صدها نفر حاميان جنبش سبز با حضور در اطراف دانشگاه تهران به سردادن شعارهايي در محكوميت دولت مي پرداختند.تا زمان نگارش اين گزارش نيز خبرها حاكي از تجمع هاي پراكنده مخالفان دولت در مناطق مختلف تهران است.

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شبکه جنبش راه سبز(جرس):هنگامی شهیدی روزنامه نگار و مشاور مهدی کروبی روز چهارشنبه در دادگاه انقلاب تهران در حالی محاکمه شد که یکی از اتهامات وی از سوی دادستانی" توهین به محمود احمدی نژاد" عنوان شد.

محمد مصطفايي وكيل هنگامه شهيدي گفت که که چهارشنبه 13 آبان ساعت 11 جلسه رسیدگی به اتهامات هنگامه شهیدی در شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست پیرعباسی رییس شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.
به گفته وی"در ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد و اتهام موكلم را اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق حضور در اغتشاشات، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوري اسلامي ايرن ،توهین به رئیس‌جمهور و اخلال در نظم عمومی را عنوان کرد که خانم شهيدي اين اتهامات را نپذیرفته و اعلام كرد که صرفا به دلیل خبرنگار بودن خود و اینکه مشاور بانوان مهدی کروبی و حزب اعتمادملی بوده، در دو راهپیمایی 26 و 25 خرداد که موسوی و کروبی نیز حضور داشتند شرکت کرده و هیچ تبانی و اجتماعی نبوده که هدف آن اقدام علیه امنیت کشور باشد."
محمد مصطفایی همچنین به خبرگزاری ایلنا گفت که"من نیز لایحه‌ای را در 26 صفحه مرقوم کرده و با دلایل و مدارک، مبنی بر بی‌گناهی موکلم تقدیم دادگاه کردم. در این لایحه نسبت به نحوه دستگیری شهیدی، دلایل غیرقانونی بودن دستگیری وی،عدم اعتبار صورتجلسات و بازجویی‌های مندرج در پرونده و غیرقانونی بودن پرسش‌های بی‌ربط و غیرمفید و القاکننده در بازجويي اشاره و در نهایت دلایل بی‌گناهی شهیدی را تشریح و خواستار صدور حکم برائت ایشان شدم."

وکیل هنگامه شهیدی با بيان اينكه هنوز تصمیم دادگاه، مشخص نیست،گفت" گمان می‌کنم در چند روز آینده، دادگاه تصمیم به صدور تصمیم قطعی كند همچنين ریاست دادگاه شعبه 26 با در نظر گرفتن موازین قانونی و مقررات در چند نوبت اجازه مطالعه پرونده را به اینجانب داده بود و از طرفی، با پذیرش قرار وثیقه معرفی شده،خانم شهیدی در روز 10 آبان آزاد شد."

هنگامه شهیدی از 9 تیرماه بازداشت و پس از چهارماه بازداشت 10 آبان با تودیع وثیقه 90 میلیونی آزاد شد اما به دلیل وضع وخیم جسمانی به بیمارستانی در تهران منتقل و بستری شده بود

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 شبکه جنبش راه سبز(جرس):محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، از حمله نیروهای انتظامی و حکومتی و شلیک مستقیم گلوله گاز اشک‌آور به پدرش در راهپیمایی 13 آبان خبر داد و مسئولیت هرگونه اتفاق برای این نامزد معترض انتخابات را به عهده مسوولان دانست.
محمد تقی کروبی گفت"آقای کروبی مطابق با وعده‌ای که به مردم داده بود، در راهپیمایی روز ۱۳ آبان حضور یافت و به سمت میدان هفت تیر حرکت کرد، اما متاسفانه نیروی انتظامی و بخش‌هایی از نیروهایی که در آنجا حضور داشتند مانع رفتن وی به میدان هفت تیر شدند و درگیری‌هایی نیز صورت گرفت."

محمد تقی کروبی همچنین گفت که"در نتیجه هجوم نیروها دو محافظ آقای کروبی و شماری از مردم نیز زخمی شده‌اند."

فرزند مهدی کروبی افزود"نیروی انتظامی به صورت مستقیم به سوی کروبی و اطرافیان وی گلوله گاز اشک‌آور شلیک کرده است که یکی از محافظان وی بر اثر اصابت گلوله گاز اشک‌آور زخمی شده و به بیمارستان منتقل شد."

به گفته پسر کروبی،به شیخ اصلاحات به کروبی اطلاع داده بودند که ممکن است در روز 13 آبان علیه وی "عملیات انتحاری" صورت بگیرد و از او خواسته شده بود در راهپیمایی شرکت نکند.

مهدی کروبی به تازگی نیز در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات در تهران نیز مورد حمله حامیان دولت قرار گرفت و مهاجمان عمامه او را بر زمین انداختند

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

تظاهرات 13 آبان مخالفان دولت علیرغم حمله نیروهای دولتی

نیروهای انتظامی و امنیتی مانع از تجمع گسترده و راهپیمایی مخالفان دولت به مناسبت ۱۳ آبان شدند، اما حامیان سبزها با تجمع‌ در خیابان‌های مختلف تهران به تظاهرات خود ادامه دادند. مهدی کروبی در میدان هفت تیر مورد حمله‌ی افراد لباس‌شخصی و نیروهای انتظامی قرار گرفت. بنا به گزارش‌های رسیده از تهران، نیروهای انتظامی با حضور در خیابان‌های منتهی به سفارت سابق آمریکا در تهران، مانع از تجمع و راهپیمایی مخالفان دولت به این محل شدند. خیابان‌های منتهی به سفارت روسیه نیز مسدود شده و نیروهای امنیتی زیادی در مقابل سفارت روسیه مستقر شده بودند. بنا به این گزارش‌ها، افراد لباس‌شخصی و نیروهای انتظامی از باتوم، چماق و گاز اشک‌آور برای حمله به مردم و متفرق کردن آنها استفاده می‌کردند. در میدان هفت تیر تهران، حضور مهدی کروبی با استقبال مردم مواجه شد، اما دقایقی بعد بر اثر حمله‌ی لباس‌شخصی‌ها و نیروهای انتظامی، ناگزیر به ترک محل شد. طبق اطلاعات نزدیکان آقای کروبی، چند گلوله‌ی گاز اشک‌آور مستقیما به سوی وی شلیک شد. دو تن از محافظان کروبی در این حادثه زخمی شدند که یکی از آنها به بیمارستان منتقل شد. به گزاش وب‌سایت خبری "کلمه"، صبح چهارشنبه ده‌ها موتورسوار با لباس شخصی و تجهیزات کامل در مقابل درهای ورودی فرهنگستان هنر تجمع کرده و با همراهی یگان ویژه به شعار علیه موسوی پرداختند. روشن نیست این نیروها چگونه از حضور میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر مطلع شده‌اند. طبق این گزارش، لباس‌شخصی‌ها به داخل فرهنگستان هنر هجوم بردند، اما کمی بعد عقب نشستند. با این حال اتومبیل حامل میرحسین موسوی به دلیل ممانعت نیروهای امنیتی نتوانست از فرهنگستان خارج شود

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دومین گزارش اختصاصی موج سبز آزادی از راهپیمایی ۱۳ آبان در سراسر ایران:

حمله صهیونیست‌وار نیروهای ضدشورش، لباس شخصی و بسیج به راهپیمایان و رهبران جنبش سبز

راهپیمایی امروز در سراسر ایران یک بار دیگر صحنه حضور گسترده سبزهای معترض به کودتای ۲۲ خرداد بود. صحنه تظاهرات امروز در اکثر شهرهای ایران صحنه خشونتی تمام‌عیار بود. خشونتی بی‌پرده و عریان که مثل همیشه نیروهای لباس شخصی موسوم به چماقداران، بسیجیان مسلح به سلاح گرم و پلیس ضدشورش بازیگران اصلی آن بودند و مردم بی‌پناهی که جرمشان شرکت در راهپیمایی بود هم قربانیان بی‌گناه آن. خبرنگاران موج سبز آزادی از تهران و شهرهای مختلف ایران خبر از تیراندازی هوایی و استفاده بی‌رویه از گازهای فلفل و اشک آور توسط نیروهای پلیس ضدشورش برای متفرق ساختن جمعیت می‌دهند. این در حالی است که بنا بر گزارش‌های منتشر شده، شیخ مهدی کروبی و دو تن از محافظانش در مراسم امروز مورد ضرب و شتم شدید و هدف گلوله نیروهای موسوم به بسیجی قرار گرفتند. حال یکی از محافظان مهدی کروبی وخیم است و وی را به بیمارستان منتقل نموده‌اند. همچنین نیروهای سرکوبگر در مقابل فرهنگستان هنر اجازه ندادند که ماشین حامل میرحسین موسوی به سمت محل راهپیمایی حرکت کند و به ضرب و شتم و ایجاد رعب میان مردم از طریق شلیک گاز اشک آور پرداختند.



بر اساس گزارش ‌های رسیده به موج سبز آزادی، علاوه بر مجروح شدن تعدادی از هم‌وطنانمان بر اثر اصابت باتوم و شلیک گاز اشک‌اور، چندتن از راهپیمایان مراسم امروز به بیمارستان‌ها منتقل شده‌اند و عده‌ای نیز دستگیر شده‌اند. در میان دستگیرشدگان نام فعالان سیاسی‌ای چون محمد هاشمی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، فیسه زاع کهن روزنامه‌نگار، حجت شریفی عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت، وحیده مولوی- عضو گروه میدان زنان، علی مشمولی- عضو انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان، علی ملیحی- عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت، حمد صادقی، عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت و حسن اسدی زیدآبادی- عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت به چشم می‌خورد. عده‌ای از راهپیمایان نیز با ون از سطح خیابان‌ها جمع‌اوری و به مکان نامعلومی منتقل شده‌اند.

گزارش‌های خبرنگار موج سبز آزادی از شهر نیشابور در استان خراسان رضوی نیز  خبر از حضور گسترده سبزپوشان در خیابان‌های شهر و تلاش مردم برای فراری دادن معترضان از دست ماموران دولت کودتا حکایت می‌کند. در این شهر دو دختر که تحت تعقیب نیروهای کودتاچی بوده‌اند توسط مردم فراری داده شده‌اند و این جریان به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی ، حاشیه‌های جالبی داشته‌ است. همچنین فرهنگیان و معلمان شجاع ساکن شهر نیشابور در مراسم امروز حضوری گسترده داشته اند و نقش مهمی در رهاندن مردم از دست نیروهای سرکوبگر ایفا کرده‌اند. به نقل از خبرنگار موج سبز آزادی از نیشابور، این معلمان از کارت‌های فرهنگی خود برای ضمانت بازداشت شدگان استفاده می‌کردند.

همچنین گزارشات خبرنگار موج سبز آزادی از رشت خبر از حضور گسترده ساکنان سبزپوش شمال کشور در راهپیمایی روز ۱۳ آبان و به خشونت کشیده شدن آن توسط ماموران دولت کودتا می‌دهد. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی امروز صبح طبق خبررسانی های قبلی هوادران جنبش سبز در رشت  متشکل از تعداد زیادی از جوانان از سمت میدان توشیبا به سمت میدان فرهنگ در حركت بودند كه بعد از طی نیمی از مسیر مورد حمله‌ی وحشیانه‌ی تعدادی لباس شخصی و موتورسوار قرار گرفتند. اما جوانان سبز با تغییر مسیر به سمت دانشگاه علوم پایه گیلان و منظریه حركت كردند. تعداد زیادی از دانشجویان برای ورود به داخل محوطه‌ی دانشگاه تلاش می‌كردند كه نیروی انتظامی و لباس شخصی ها مانع ورود دانشجویان به دانشگاه شدند. دانشجویان به همراه مردم در مقابل دانشگاه به شعارهای مرگ بر دیكتاتور، مرگ بر روسیه و دولت بی چشم و رو حق مسلمت كو پرداختند. همچنین در میدان شهرداری رشت هم كه مسیر رسمی راهپیمایان بود  هم درگیری های حاشیه ای زیادی شكل گرفت. این در حالی بود كه قهرمانی استاندار گیلان به همراه آیت الله قربانی نماینده‌ی ولی فقیه و بیژن نوباوه نماینده تهران كه به عنوان سخنران اصلی در رشت حضور پیدا كرده بود در جایگاه ویژه حضور داشتند. در حالی كه دانش‌آموزان و بسیجی ها به تكرار شعارهایی كه از بلندگو اعلام می شد می‌پرداختند ناگهان تعدادی جوان دختر و پسر در پاسخ به وزیر شعار رشت كه می‌گفت شعار ملت ما گفتند مرگ بر روسیه آرام آرام تعداد صداها افزایش یافت. طوری كه همه را شوكه كرد. لباس شخصی ها  ابتدا با تعجب به این صحنه نگاه می كردند اما ناگهان به خود آمده و باتوم‌های خود را بر سر و صورت معترضان فرود آوردند. نیروی انتظامی هم طبق معمول ماههای اخیربعد از حمله ی بسیجی ها وارد عمل شد و به جای كمك به مردم، تعدادی از معترضان را دستگیر كرد. در مورد تعداد دستگیر شدگان شهر رشت هنوز اطلاعی در دست نیست اما مشاهدات عینی خبرنگار موج سبز آزادی در رشت  از دستگیری حدود 15 نفر در حمله‌ی لباس شخصی ها درمیدان شهرداری رشت حكایت دارد. هنوز مشخص نیست كه این افراد به كجا منتقل شده اند.

خبرنگار موج سبز آزادی در مشهد نیز خبر از حركت خودجوش اعتراضی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد داده است که ابتدا از جلوی دانشكده مهندسی آغاز و در ادامه به دانشكده مهندسی، ریاضی، علوم‌ اداری و در ادامه به دانشكده دندانپزشكی و در مقطعی به خارج از دانشگاه و به میدان آزادی كشیده شد. حول و حوش ساعت یك بعد از ظهر مسیر وكیل آباد به میدان آزادی - علی الخصوص روبروی دانشگاه فردوسی - شاهد ترافیك بسیار سنگینی بود. روبروی درب دانشگاه حضور نیروهای یگان ویژه دیده می‌شد. همزمان با آغاز اعتراض دانشجویان مستقل دانشگاه، بسیجیان به كمك مسئولین دانشگاه و با استفاده از امكان بلندگو شروع به اختلال كردند كه با واكنش دانشجویان با شعار بسیجی حیا كن دانشگاه رو رها كن روبرو شدند. دانشجویان سبز دانشگاه فردوسی كه لحظه به لحظه به تعدادشان افزوده می‌شد و با فیلم‌برداری نیروهای حراست مواجه روبرو شدند، شعار دوربینتو خاموش كن، حرفای ما رو گوش كن سر دادند. همچنین شعارهای ننگ ما صدا وسیمای ما و دروغ گو63 درصدت كو شنیده می شد.
همچنین گزارش شاهدان عینی از مشهد حاکی از آن است که برخی دانشجویان نوشته‌هایی مثل استقلال آزادی جمهوری ایرانی در دست داشتند، آنها ضمن گفتن مرگ بر روسیه شعار دادند: سفارت روسیه لانه ی جاسوسیه به مسیر خود ادامه می‌دادند.  گفته می شود دانشجویان ساكن خوابگاه خود را آماده‌ی تظاهرات شبانه در صحن دانشگاه كرده اند.
 
دانشگاه‌ علامه طباطبایی نیز صحنه حضور دانشجویان  سبزپوش بود. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی در تهران، امروز در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی واقع در خیابان عباس آباد تقاطع با بخارست ، نزدیک به 200 نفر از دانشجویان در مقابل درب جنوبی دانشکده تجمع کردند و شعارهایی علیه دولت کودتا سر می‌دادند که از بیرون نیز با حمایت مردم در خیابان عباس آباد مواجه شدند. نزدیک به 2000 نفر از مردم در بیرون از دانشکده در خیابان عباس آباد تجمع کردند . بعد از نزدیک به 30 دقیقه از تجمع دانشجویان، نیروهای سپاه ( با لباس رسمی سپاه ) با شکاندن درب دانشکده به داخل دانشکده وارد شدند و چندین تن از دختران و پسران دانشجو را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند، که این اتفاقات باعث شکسته شدن سر یکی از دانشجویان گردید . همچنین چند گلوله ی گاز اشک آور به داخل دانشکده شلیک شد و 3 تن از دانشجویان مورد اصابت تیرهای رنگی قرار گرفتند. نیروهایی که به حریم دانشکده تجاوز کردند حتی با دانشجویان بسیج دانشکده که برای آرام کردن اوضاع به سوی نیروهای سپاه رفتند نیز برخورد فیزیکی نمودند. بعد از این اتفاق کلیه کلاس های دانشکده تعطیل شد .
 همچنین هزاران دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین ( باراجین) به مناسبت روز 13 آبان داخل دانشگاه اقدام به برگزای تجمع اعتراضی بسیار پر شوری کردند.  در حین این تجمع دانشجویان شعارهایی در حمایت از موسوی و کروبی و جنبش سبز سر دادند



گزارش‌های پراکنده از گوشه‌و کنار تهران و صحن دانشگاه‌ها در سراسر کشور حاکی از آن است که مردم خود را برای سر دادن شعار الله اکبر بین ساعت ۹ و ۱۰ امشب آماده می‌کنند

  نوشته شده توسط تینـــــــــــــــــــــــــا در تاريخ چهاردهم آبان 1388. مربوط به بخش : lll
 
 لوگوی حمایت از میر حسین و اعتراض نسبت به جنایات  احمدی نژاد و حامیان او اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات  جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388